تبليغاتX


كد موزيك ناری ناری با صداي علیرضا روزگار و حسام الدین

قالب و كدهاي جاوا >
منبع اصلي كدهاي جاوااسكريپت
http://minos.blogfa.com
دوستت دارم


دوستت دارم





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:
 

دیدی ای دل عاقبت زخمت زدند

گفته بودم مردم اینجا بدند...

دیدی ای دل ساقه ی جانت شکست

آن عزیزت عهد و پیمانت شکست...


هان که دیدی در جهان یک یار نیست

هیچکس در زندگی غمخوار نیست...

هان که دیدی حرف من بیجا نبود

از برای عشق اینجا ، جا نبود...

نو بهار عمر را دیدی چه شد

زندگی را هیچ فهمیدی چه شد...


هان که دیدی دوستی ها بی بهاست

کمترین چیزی که میابی وفاست...


ای دل اینجا بایداز خود گم شوی

عاقبت همرنگ این مردم شوی ...


نويسنده: آزاده وياسين مورخ: دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 در ساعت: 21:19
      |+|

اگرمي دانستم پايان كارم تنهايست ازاول تنها مي شدم
اگرمي دانستم پايان كارم نااميديست اميدوار نمي شدم
اگرمي دانستم پس از آشنايي جدايست درخلوت تنهايي باقي مي ماندم
اگرمي دانستم دوستي براي هر كس معنايي دارد كلمه دوستي رابه راحتي برزبان نمي آورد


نويسنده: آزاده وياسين مورخ: دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 در ساعت: 21:17
      |+|

ای تنها هم آغوش من

بيا که احساسم را برايت

دست نخورده نگاه داشته ام و


جسمم را به لذت بوسه ای نفروخته ام

بيا که ميخواهم وقتی دستانت را به روی احساسم ميگذاری

از فرط لذت

قطره های اشک بر گونه هايت بدرخشد

ميخواهم با اشکهایت بر تمام احساسم بوسه زنی

ميخواهم اشکهایت تمام روحم را خيس کنند،بيا که سالهاست

سر به ديوار نهاده ام، بيا ای تنها هم آغوش من، بيا......... بيا


نويسنده: آزاده وياسين مورخ: دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 در ساعت: 20:46
      |+|

123Friendster.Com

بی تو دنيا بر سرم آوار شد
بين ما هر پنجره ديوار شد

آنکه اول نوش دارو می نمود
برلب ما زهر نيش مار شد

درد ما در بودن ما ريشه داشت
رفتن و مردن علاج کار شد


عيب از مابود از ياران نبود
تا که ياری يار شد بيزار شد

عاقبت با حيله ی سودا گران
عشق هم کالای هر بازار شد


آب يکجا مانده ام دريا کجاست؟
مردم از بس زندگی تکرار شد


نويسنده: آزاده وياسين مورخ: پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 در ساعت: 20:2
      |+|


نويسنده: آزاده وياسين مورخ: چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391 در ساعت: 10:31
      |+|

IMG4UP
نويسنده: آزاده وياسين مورخ: دوشنبه چهاردهم فروردین 1391 در ساعت: 16:10
      |+|

گاهی تنهایی...

 

این روزا که میگذرد احساس می کنم

یکی از جاده های پر و پیچ و خم و مه آلود


زندگی منو به سوی خود می خواند.....

برای پیدا کردنش همه جا را می گردم


از هر پنجره بازی به امید اینکه اورا ببینم

سرک می کشم ولی نیست......

روزها منتظر یه قاصدک تا خبری برایم بیاورد

ولی قاصدکها هم نشانی من را گم کرده اند......

شبها آسمان را نگاه می کنم تا شاید بتوانم نشونیشو

از ستاره ها بگیرم ولی ستاره ها هم یادشون


رفته نیم نگاهی به زمین بندازن تا نگاه یه منتظر

را ببینند.....

تنهایی رو بیشتر از همیشه احساس می کنم .

خسته تر و دلتنگ تر از همیشه به دنبال پناهگاه امن و

مطمئن خود می گردم تا با رسیدن بهش کمی

آرامش بگیرم ولی مثل اینکه مهربونی که اون بالاست


به تنهایی محکومم کرده.....

مهربون عالم اگر تو اینطور میخوای باشه

من که حرفی ندارم همه ی دلتنگیها و بی کسی ها

برای من ولی ازت میخوام اونی که دوست ندارم

هیچ وقت غمشو ببینم بخنده و شاد باشه
.

اونو تنهاش نذار و همیشه باهاش باش .

فقط ای کاش بهم می گفتی تا کی چشمهای

منتظرم باید به جاده ی زندگی باشه....؟؟؟


نويسنده: آزاده وياسين مورخ: یکشنبه سیزدهم فروردین 1391 در ساعت: 19:41
      |+|

دنیا کوچکتر از آن است، که گم شده ای را در آن یافته باشی هیچ کس

اینجا گم نمی شود ... آدم ها به همان خونسردی که آمده اند،

چمدانشان را می بندند ، و ناپدید می شوند ؛ یکی درمه یکی در غبار

یکی در باران یکی در باد... و بی رحم ترینشان در برف ؛ آنچه به جا


می ماند رد پائی است ،

و خاطره ای که هر از گاه پس میزند مثل نسیم سحر

پرده های اتاقت را ...


نويسنده: آزاده وياسين مورخ: یکشنبه سیزدهم فروردین 1391 در ساعت: 19:38
      |+|

pish pish

Happy

زندگی وزن نگاهی است که در خاطر ما می ماند

نوروز جشن نکوداشت نگاه تو ست پس نوروز پيشاپيش بر تو فرخنده باد . . .

 


نويسنده: آزاده وياسين مورخ: جمعه بیست و ششم اسفند 1390 در ساعت: 18:16
      |+|

123Friendster.Com

دو دریچه دو نگاه دو پنجره
دو رفیق دو همنشین دو حنجره
دو مسافر دو مسیر زندگی دو عزیز دو همدم همیشگی
با هم از غروب و سایه رد شدیم قصه ی عاشقی رو بلد شدیم
فکر می کردیم آخر قصه اینه جز خدا هیشکی ما رو نمی بینه
دو غریبه دو تا قلب در به در دو تا دلواپس این چشمای تر
دو تا اسم دو خاطره دو نقطه چین دوتا دور افتاده ی تنها نشین
عاقبت جدا شدن دستای ما گم شدیم تو غربت غریبه ها
آخر اون همه لبخند و سرود چشمای پر حسادته زمونه بود
دو غریبه دو تا قلب در به در دو تا دلواپس این چشمای تر
دو تا اسم دو خاطره دو نقطه چین دوتا دور افتاده ی تنها نشین


نويسنده: آزاده وياسين مورخ: شنبه سیزدهم اسفند 1390 در ساعت: 15:42
      |+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
سفارش قالب & بهترین قالبها & داریوش قالبساز